معرفی فصلنامه بهائی شناسی در روزنامه سازندگی 18 دی 97

 

روزنامه سازندگی در تاریخ 18 دی 97 یک صفحه از روزنامه خود را به کلیات، اهداف و معرفی فصلنامه بهائی شناسی اختصاص داد.

فصلنامه «بهائی‏ شناسی» به‌عنوان فصلنامه تخصصی فرهنگی-اجتماعی در نقد بهائیت در طول سه سالی که از انتشار آن می‏ گذرد، تلاش کرده خود را محدود به محوری خاص در این عرصه نکند و ضمن بررسی مسائل کلامی و اعتقادی، به مسائل تاریخی و اجتماعی در باب بهائیت و نقد آن نیز بپردازد.

سجاد صداقت، خبرنگار گروه فرهنگ و اندیشهدر طول سال‏ های اخیر نشریه‏ های گوناگونی در کشور منتشر شده‏ اند که در زمینه‏ های مختلفی به بیان بحث ‏های خود می‏ پردازند. یکی از رویکردهایی که در عرصه انتشار نشریه‏ ها و به‌طور ویژه فصلنامه‏ ها در سال ‏های اخیر به وجود آمد، بحث حرکت فصلنامه‏ ها به سمت موضوعات تخصصی است. هر چند که ذات فصلنامه ‏ها معمولا به تبیین و به‌کارگیری موضوعات تخصصی بازمی ‏گردد اما از تابستان سال ۱۳۹۵ فصلنامه ‏ای فعالیت‏ خود را آغاز کرد که تا امروز که ۶ شماره از آن منتشر شده، تلاش دارد به طور علمی و تخصصی به نقد «بهائیت» بپردازد. 

فصلنامه «بهائی ‏شناسی» به‌عنوان فصلنامه تخصصی فرهنگی-اجتماعی در نقد بهائیت در طول سه سالی که از انتشار آن می‏ گذرد، تلاش کرده خود را محدود به محوری خاص در این عرصه نکند و ضمن بررسی مسائل کلامی و اعتقادی، به مسائل تاریخی و اجتماعی در باب بهائیت و نقد آن نیز بپردازد. علاوه بر این، «بهائی ‏شناسی» در هر شماره، مصاحبه ‏هایی از صاحب‏ نظران این عرصه را منتشر می ‏کند و نگاهی هم به رویدادهای جامعه‏ بهائی و تحولات بین‏ المللی در این حوزه دارد.

فصلنامه بهائی ‏شناسی که به صاحب ‏امتیازی و مدیرمسئولی عبدالحسین فخاری و سردبیری مسعود منفرد منتشر می‏ شود، در شماره ‏هایی که تاکنون در اختیار مخاطبان قرار داده است آن‏ گونه که سیاست‏ گذاری فصلنامه نشان می‏ دهد، تلاش کرده «در طریق پاسداری از حریم عقاید شیعی و معارف الهی» قدم بردارد. راهبرد «بهائی ‏شناسی» آن‏ گونه که در این نشریه آمده «روشنگری درباره‏ یکی از این جریانات غیرالهی» است و این نشریه تلاش می‏ کند تا در این راه با رویکردی علمی به نقد بهائیت بپردازد.

چرا بهائیت؟
«چرا بهائیت» شاید مهم‏ترین سوالی باشد که درباره چرایی انتشار این فصلنامه باید به آن پرداخته شود. سوالی که با مراجعه به شماره ابتدایی این نشریه در تابستان ۱۳۹۵ می‏ توان پاسخ مبسوطی برای آن یافت. در سرمقاله شماره یک «بهائی ‏شناسی» این سوال به این صورت پاسخ داده شده است: «شاید برخی گمان کنند که بهائیت فرقه‏ ای کوچک است که شایستگی توجه و نقد و ارزیابی را ندارد. یا سوال کنند که: آیا اولویت‏ های حساس‏ تری برای مرزبانی فکری، فرهنگی و دینی وجود ندارد؟ آیا اصولا این‌گونه آیین ‏ها می‏ توانند مخاطرات اعتقادی و دغدغه‏ های فرهنگی و التهاب ‏های اجتماعی را دامن زده و در نهایت «بحران» پدید آورند؟ آیا مخاطرات دیگری نظیر ترویج عقاید تکفیری وهابیت یا تبلیغات مسیحیت تبشیری، شایسته اولویت در توجه و نقد و بررسی نیست؟» سرمقاله شماره اول «بهائی ‏شناسی» از همان ابتدا تلاش کرده به شکل دقیقی توضیح دهد چرا امروز باید بهائیت نقد شود و چرا به فصلنامه‏ ای تخصصی در این باره احتیاج است. پس از بیان مقدمات اولیه است که در ۴ مورد دلیل پرداختن به بهائیت روشن می ‏شود. 
نویسنده در اولین بند بهائیت را «نماینده تاریخی تفکرات و انتقادات علیه اسلام و تشیع» قلمداد می‏ کند و درباره آن می ‏نویسد: «برخی شبهاتی که در طول تاریخ علیه اسلام و تشیع توسط مغرضان و اسلام‏ ستیزان مطرح شده است، به شکلی جدید و در قالب الفاظی نو -که بعضا علمی و زیبا به نظر می ‏رسد- مبلغان بهائی بازگو کرده‏ اند. نگاهی به کتاب ‏های ابوالفضل گلپایگانی، فاضل مازندرانی، اشراق خاوری و دیگر مبلغان بهائی، گویای این مطلب است. شبهاتی که نشأت گرفته از کتاب ‏های میرزا حسینعلی نوری نظیر ایقان است و با جملات نخستین سید باب - که از نظر محتوایی و ادبی در سطحی پایین ‏تر قرار داشت - فاصله دارد. پاسخ‏گویی به شبهات این دسته از مبلغان، گویی دفاع از کیان اسلام و تشیع، در برابر بسیاری از انحرافات دیگر نیز هست.» 

آئین ایرانی
در بحث پیرامون دومین دلیل برای پاسخ به سوال «چرا بهائیت» سرمقاله «بهائی‏ شناسی» تاکید دارد «بهائیت باوری تشکیلاتی است که ساختار خود را بر اساس افزودن پیروان و تبلیغ مداوم قرار داده است و سعی کرده، با افزودن بر تعداد پیروان، خود را به عنوان یک دین الهی معرفی کند.» نویسنده این مقاله در بیان خطر این تشکل‏ سازی‏ ها یکی از مهم ‏ترین مناطق هدف را ایران معرفی می‏ کند: «بهائیت در ایران از آنجا که بهائیت خود را در ادامه اسلام و مکتب تشیع معرفی کرده است، قطعا بیشترین امیدش به جلب حمایت و توجه شیعیان و مسلمانان، به‌ویژه در ایران عزیز است، یادآوری این مطلب که بهائیت خود را یک آیین ایرانی معرفی کرده و بیشتر پیروان و اعضای مؤثر آن در دنیا ایرانی هستند خالی از لطف نیست. ایرانی ‏ها همواره سهم مهمی در اداره تشکیلات بهائی در طول تاریخ داشته‏ اند. هم‌اینک سه نفر از اعضای بیت‌العدل، ایرانی‏ تبار هستند و همواره ایرانیان از اعضای اصلی این تشکیلات بین‌المللی محسوب می ‏شده ‏اند.»

منابع مالی فرقه
سرمقاله اولین شماره «بهائی‏ شناسی» در ادامه و برای توضیح سومین دلیل به بحث درباره تبلیغات گسترده بهائیت و منابع تامین مالی این فرقه می ‏پردازد و می ‏نویسد: «بهائیت در تمام این سال‏ها سعی کرده است آیین خود را در قالب یک دین الهی مطرح سازد. تشکیلات بهائی به پیروان خود قبولانده است که هر تصمیمی که از سوی تشکیلات بهائی به‌ویژه بیت‌العدل -که مقر آن در اسرائیل است- اتخاذ می ‏شود، همان حکم خداوند است که اشتباه و خللی نیز به آن وارد نیست. این تشکیلات از پیروان خود وجوه مختلف مالی را اخذ می ‏کند و آن را برای تبلیغ اعتقادات بهائی در سراسر عالم صرف می ‏کند، بدون آنکه خود را پاسخ‌گو به هیچ سازمان، نهاد و حتی پیروان خود بداند و معلوم شود، مبدا و مقصد این پول‌ها کجاست و واقعا صرف چه اموری می ‏شود؟» بحث دیگر درباره بهائیت نوع استفاده از رسانه ‏ها است که باعث شده مقابله علمی با این گروه بیش از پیش مورد نیاز باشد: «با گسترش روزافزون شبکه‏ های رادیو تلویزیونی و نفوذ رسانه‏ های مختلف اجتماعی، رصدکنندگان چنین فضاهایی، ردپای تشکیلات بهائی را در تبلیغ روزافزون باورهای خود و حمله به سایر اعتقادات اصیل دینی و الهی مشاهده می‏ کنند. تبلیغاتی که با استفاده از همان پول‌های پیش‌گفته به سرانجام می‏ رسند و اهداف گوناگونی را دنبال می ‏کنند. در چنین فضایی، لزوم انجام فعالیت ‏های علمی و فرهنگی ریشه‏ دار، مبتنی بر تحقیق و پژوهش، می ‏تواند زمینه ‏ساز پاسخ ‏های رسانه ‏ای مطلوب در همین حوزه را فراهم کند. بی‏گمان، پاسخ‏گویی به چنین حجمی از تبلیغات، بدون داشتن پشتوانه علمی لازم، میسر نیست.» 

حقوق بهائیان؟
فصلنامه «بهائی‏ شناسی» در آخرین مبحثی که در جواب به سوال «چرا بهائیت» مطرح می‏ کند، دست روی موضوعی می ‏گذارد که شاید یکی از اصلی ‏ترین مسائل امروز درباره نقد بهائیت باشد: «در سال‏ های اخیر، بهائیت همواره از نقد و بررسی باورهای خود به بهانه‏ هایی نظیر نقض حقوق بهائیان طفره رفته و به جای پاسخ گفتن به انتقادات، با فرافکنی، گفتمان اصلی جامعه ایرانی درباره خود را هوشمندانه، از «لزوم اثبات حقانیت» به «مسئله حقوق بشر» تغییر داده است. تشکیلات بهائی در ایران تمام اهتمام خود را به کار بسته است تا علاوه بر تبلیغ محرک - که ممکن است با عکس‌العمل‏ های طبیعی مردم مسلمان ایران مواجه شود - با مظلوم جلوه دادن پیروان خویش در قبال این عکس‏ العمل‏ ها، از رویارویی با منتقدان دینی، تاریخی و اجتماعی و پژوهشگران این عرصه‏ ها بگریزد. این دامی خطرناک است که باید آن را شناخت و از آن پرهیز کرد. رویکرد «بهائی‏ شناسی» بازگشت به همان گفتمان اصلی یعنی شناخت باورها و مقایسه آن با عملکردها و همچنین لزوم اثبات حقانیت رهبران و الهی بودن ایشان از سوی پیروان بهائیت است. هر گونه گفت‏ و گویی پیش از روشن شدن این بحث اصلی، بازی کردن در همان زمینی است که تشکیلات بهائی با استفاده از امکانات رسانه‏ ای بین‌المللی، انتظار آن را می‏ کشد.»

مصاحبه با منتقدان بهائیت
یکی از رویکردهایی که نشریه «بهائی ‏شناسی» در هر شماره خود به آن تاکید دارد و سعی می‏ کند آن را مورد توجه قرار دهد، گفت‏ و گو با اساتید دانشگاه، محققان و پژوهشگرانی است که در زمینه نقد بهائیت کارهایی را انجام و پژوهش‏ هایی را در دسترس علاقه ‏مندان به این حوزه قرار داده‏ اند. گفت ‏‏و گو با شخصیت‏ هایی چون رسول جعفریان و مجید تفرشی به‌عنوان افرادی که در زمینه بهائیت پژوهش‏ هایی انجام داده‏ اند، از مهم‏ ترین بخش‏ های مجله در چند شمارهای است که از انتشار آن می‏ گذرد. تفرشی در شماره ۵ نشریه که مربوط به زمستان ۱۳۹۶ است درباره «چالش‏ های بهائی ‏پژوهی در روزگار حاضر» سخن گفته و مسائل مختلفی در این باره ازجمله شرکت در کنفرانسی مربوط به بهائیان در تورنتوی کانادا را مطرح کرده است. تفرشی با اشاره به شرکت در این کنفرانس و مباحثی که در آن مطرح شده، می ‏گوید: «من به عنوان یک آدمی که تلاش می‏ کنم و اعتقاد دارم که بهائی ‏ستیز نباید باشم و نیستم، به آموزه‏ ها و تاریخ و عملکرد بهائیت اعتراض و انتقاد علمی دارم. مسائل من شخصی نیست. در طول تاریخ هرکس این‏جوری رفتار کرده، سریعا برچسب بهائی‏ ستیز به او زده شده. شما به من یک نقشه راه نشان دهید که من اگر از این مسیر بروم، متهم به بهائی ‏ستیزی نمی ‏شوم.» 

معضل بهائیت
رسول جعفریان استاد تاریخ دانشگاه تهران نیز در گفت ‏و گوی خود با شماره‏ های دوم و سوم «بهائی ‏شناسی» مربوط به پاییز و زمستان ۱۳۹۵ به بحث درباره تاریخ بهائیت می ‏پردازد و درباره واکنش ‏ها به این جریان می ‏گوید: «از حوالی سال‏ های ۱۲۶۵-۱۲۶۴ قمری همواره در بطن جامعه ایران که به هر حال مرکز تشیع بود، نوعی مبارزه فکری و سیاسی با بهائیت وجود داشت. تصور کنید، تقریبا ۱۵۰ سال، این مسئله یعنی خطر بهائیان و منفی بودن چهره آنها در جامعه ‏ای نهادینه شده باشد و در دوره سی و هفت ساله پهلوی، تبدیل به یک مسئله مهم در ذهن مخالفان شده باشد، در چنین شرایطی، طبیعی است که از نظر افکار عمومی جامعه ایرانی، بهائیت همواره یک معضل به حساب می ‏آید. در آن دوره، جدای از مراجع، یا منبرهای معروف، تقریبا هر روحانی در هر شهری بود، یکی از وظایفش مبارزه با بهائیان بود. البته نوع مبارزه متفاوت بود، برخی ملایم‏ تر و برخی تندتر بودند.»

پوشش پنهانی 
گفت ‏و گو با پژوهشگران غیرایرانی نیز بخش دیگری از این فصلنامه را تشکیل می ‏دهد. پورفسور اولیور شاربروت استاد مطالعات اسلامی در دانشکده ادیان و مذاهب دانشگاه بیرمنگام انگلیس، یکی از کسانی است که در طول عمر پژوهشی، کارهای زیادی روی بهائیت انجام داده و نکات مختلفی را نیز درباره این فرقه بیان کرده است. او در بخشی از گفت ‏و گوی خود به نکته مهمی اشاره می ‏کند: «مطالعات ما نشان می ‏دهد که میرزا حسینعلی بهاء و عبدالبهاء در دورانی که در استانبول و سپس عکا بودند از اینکه خود را بابی یا بهائی معرفی کنند، استنکاف می ‏نمودند و تا آخرین روزهای عمرشان واقعیت عقاید مذهبی خودشان را آشکار نکرده بودند. به ‏طوری که بسیاری از مردم آنها را یک مسلمان می ‏دانستند.» گفت ‏و گو با احمد پورمرورفرد به بهانه ترجمه کتاب فرانچسکو فیچیکیا در نقد بهائیت در کتاب «آیا بهائیت دین جهانی در آینده است؟ پژوهشی نقادانه در تعالیم، تاریخ و تشکیلات آن» و بحث‏ هایی تاریخی چون «نگاه ناصرالدین شاه قاجار به دعوت سید علی‏محمد باب» از دیگر بخش ‏های این فصلنامه است.

از بهائیت‌بریدگان
یکی دیگر از بخش‏ های مهم این فصلنامه «بهائی ‏شناسی» قسمتی است که به مصاحبه با افرادی اختصاص دارد که پس از سال ‏ها حضور در جامعه بهائی از آن جدا و اکنون به منتقدان آن تبدیل شده‏ اند. گفت ‏و گو با زینب رز (سوزان) ثمالی خواهر نصرت‏ الله محمدحسینی از مبلغان و نویسندگان بهائی یکی از این مصاحبه ‏ها است که در آن دلایل کامل جدایی از این فرقه توضیح داده شده است. چنین مصاحبه‏ هایی نه‌تنها روشن‏ کننده برخی مسائل درباره جامعه بهائی است، بلکه به‌خوبی انتقادات به این فرقه را نشان می‏ دهد. معرفی پژوهشگرانی که به دلیل تلاش برای نقد، روشنگری، شفاف‏ سازی، ابهام‌زدایی و تحکیم اعتقادات و آموزه‏ های بهائی از این فرقه طرد یا جدا شده ‏اند نیز بخش دیگری از فصلنامه را تشکیل می‏ دهد.

بخش‏ های جانبی 
فصلنامه «بهائی ‏شناسی» علاوه بر بخش‏ هایی که پیشتر درباره آنها صحبت شد، دو بخش مهم دیگر نیز دارد که در طول سه سال گذشته تکامل مناسبی پیدا کرده است. بخش اول «روی خط خبر» نام دارد که محتوای آن ارائه و تحلیل اخبار بهائیت در ایران و سراسر جهان است. در این بخش از جنبه ‏های متفاوت خبری به بحث‏ هایی که درباره بهائیت در رسانه‏ ها انجام شده پرداخته می ‏شود و ضمن بیان اخبار و فعالیت ‏های صورت گرفته، فصلنامه تلاش می ‏کند نقدی نیز ضمن این اخبار به همراه تحلیلی مفصل ارائه دهد.  
دیگر بخش نشریه که معمولا صفحات پایانی را در بر می ‏گیرد، متن یکی از مقالاتی است که در فصلنامه «بهائی‏ شناسی» ترجمه شده است. رسالت نشریه بهائی‏ شناسی در چاپ اصل برخی مقالات مهم می ‏تواند به هدف این نشریه که رقابت با رسانه‏ های جهانی است کمک کند. هر چند که بهائی ‏شناسی برای بلند‏تر شنیده شدن صدایش هنوز راه درازی در پیش دارد اما به نظر می‏ رسد مسیر پیش‏روی این نشریه یک جدال تمام‌عیار باشد. 

افزودن دیدگاه جدید

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: